VAFE

هیچ نگویم که سخن در گلو جنع شده است…

از یک پدیده ای صحبت میکند که امروزه بوسیله علم و دانش ثابت شده است. …. دوستان معنى مشخص مى شود یا باید پروژه هلو برو تو گلو را پیاده کنیم؟ ☹ ….. پر واضح است که در اینجا مولوی از یک سیر تکاملی سخن به میان آورده که بسیاری آن را به … بنا بر این تصور من اینه که در این موارد هیچ خدشه ای به مقام زن از طرف مولوی وارد نمیشه، فقط …

که دایم شهریارا کامران باش. به صاحب دولتی … بس است این زهر شکر گون فشاندن … سخن با تو نگویم تا نسنجم … نبندد هیچ مرغی در گلو زنگ … شده تیر ملامت را نشانه.

پس كريم آن است كاو خود را دهد آب حيوانى كه ماند تا ابد …. بوى كبر و بوى حرص و بوى آز در سخن گفتن بيايد چون پياز. گر خورى سوگند من …… نى نگويم ز انكه خامى تو هنوز در بهارى تو نديدستى تموز ….. اى بسا مستور در پرده بده شومى فرج و گلو رسوا شده‌.

وقت خود بينى نگنجد در جهان در گلو و معده گم گشته چو نان‌ … دل اندر گلى است‌. صد دل و جان عاشق صانع شده چشم بد يا گوش بد مانع شده‌ ….. ترك آن كن كه دراز است آن سخن نهى كردست از درازى امر كن‌ …… من نگويم زين طريق آيد مراد مى‌تپم تا از كجا خواهد گشاد.

دیگر مگو سخن، بس کن، بس کنم و همانندهای آن استفاده شده است. برخی از دلایلی که ….. ۱۰ نکته مهم دیگر در این زمینه آن است که مولانا هیچ گاه با واژه خاموش و نظایر. آن، خود را مخاطب و منادا قرار …. بگفته ام که نگویم، و لیک خواهم گفت من از کجا و وفاهای عهدها ز کجا. همان / ج 1، غزل ۲۲۳) …. او من خمشم خسته گلو، عارف گوینده بگو. زانکه تو داوود دمي، …

… کاغذ پاره، تنها. + نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۸ساعت 0:51 توسط سید حسین عمادی سرخی | …… از بقیه، از گل و گلزار، پیگیری کنید ای جماعت! … به سخن، یا به عمل، هیچ نیازرده، پر است حیف که، شادی …… بگذار، نگویم که چگونه با ناز کرده ست …

در آمد سخن: یکی از درونمایه های پر توان شعر محمدتقی بهار، آن شاه شاعران و آن … از میان بیشمار اشاراتی که بدین ویژگی شده میتوان نمونه های زیر رادر اثبات این داعیه یاد آور شد: … هیچ شاعری پس از فردوسی در شعرش چهره ی ایران را زیباتر از بهار تصویر نکرده است…” … این در توازی مفاهیم وطن و آزادی است که شعر بهار نوعیت یافته است “

آشنایی بیشتر هم وی را دستور اکید داده بود که هیچ از رسائل پدر نخواند و در حلقۀ. سماع در آید . … نخست سرودۀ عطار است که مطلع غزلی از مولانا شده و بیت بعد از مولوی.] “جان جهش” در ….. اشاره می کند به همان نسخه ای که بنا بر سخن افلاکی ، حسام الدین از مثنوی ….. اوحدالدین کرمانی را گفت: “اگر دملی بر گردن نداری چرا سر بلند نمی کنی تا.

در صورتی که شعر خاصی در ذهن دارید که تداعی کننده خاطره ای شیرین برای شماست ….. را می کنم که زیاده و گزاف نگویم تا خواننده گمراه نشود و اصل کلام را فراموش نکند ولی چه … چرا که با محدوده ی سخن و نوشتن حرف دل و روح شعر یا هیچ انتقال نمی یابد یا نا تمام. … ( البته ذکر این نکته هم لازم است که کتاب ها چند سالی است که عوض شده است).

مقداری وزن شعر دوم موزون تر است و راحت تر جمع و جور شده تا شعر اول که وزنی دور از …. هیچ نقاشی عشق را سزخ نکشید … جا انداختن واژه های پیش پا افتاده هنر است که شاعر موفق به این کار شده است . ….. دست کم یک سر و گردن از تمام شعر هایم بلندتر بود …. سخت است که بی یارم و یک آه نگویم ….. درخت از رویای سبز خویش با من سخن می گوید.

غزل معاصر یکی از مطرح ترین قالبهای شعر امروز ماست که هر روز تجربه‌های نو تری را در … ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۵ سروده شده می‌بینیم دغدغه‌های درونی شعرچه قدر به دغدغه‌های نیما نزدیک است در … من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید فصل گل … شاعر صادق امروزدیگر نمی‌تواند سخن از قافله و ساربان و شتر و از این دست چیزها …

جز تو به فکر خیمه گاهم هیچ کس نیست بعداز تو آب آور … باورم نیست که اینگونه سرت وا شده است چقدر فاصله … از مرثیه ی سرخ گلو زمزمه می سوخت یک سو تن … گوید سخن ز سوز جگرگوشه حسین ….. رسا اگر چه نگویم ولی رسا بنویسم

شبی که سخن سرای زندانی در دخمه ای سرد و تاریک، در دل کوههای بی فریاد ، باخود می گفت چرا در اندیشه فردا باشند،چون هیچ امیدی نیست که همین امشب …. گردون شده است رتبت او پایهٔ علو****خورشید گشت همت او مایهٔ ضیا …. من نگویم همی که محنت من****از فلانیست یا ز بهمانیست … چون طبع و خلق او گل و سوسن****در هیچ باغ و هیچ چمن نیست

بگویم یا نگویم، یار می داند که غمگینم … + نوشته شده در شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 18:0 توسط علی طاهری | نظرات … از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت …. به هیچ کس ننهی دل که او وفا نکند … تو اگر کوچ کنی بغض گلو می شکند

برچسب‌ها: خیام. نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۲/۲۹ساعت 10:50 توسط آدم برفی| آرشيو یادگاری | … کایام گل و یاسمن و عید صیام است. حضرت حافظ … به کرانه های معنی نرسد سخن چه گویم. که نهفته با دلِ سایه چه … هیچ. می چرد گاوی در كوه. ظهر تابستان است. سایه ها می دانند. كه چه تابستانی است. سایه هایی بی …. غم دل به کس نگویم که بگفت رنگ رویم.

سخن پیرامون امام عصر مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف ، سابقه‌ای دیرینه دارد و … جهت شمشیرهایشان را بر گردن ما گذاشتند؛ یکی آنکه می‌دانستند هیچ حقّی در خلافت … همانسان که در کتاب اشاره شده، منبع استوار و وثیق ما، احادیثی است که از …… ایشان گفتند: چرا نگویم و حال آنکه تو عمو و برادر پدرم و بهترین کس از …

هرچند سالهاي بسياري گذشته است، اما بازخواني اين نوشته كه از امروز طي … امّا باز هم دلم راضي نمي‌شود كه نگويم دكتر شفيعي كدكني خود استاد ارزيابي است. … «هيچ مي‌داني چرا چون موج / در گريز از خويشتن پيوسته مي‌كاهم؟ … استخوان نيز در گلو دارم. … در اين بيت، آنچه گفته شده بسيار شبيه است به سخن گفتن معمولي و …

خدای از ریشه پهلوی خوتای گرفته شده و این ریشه هم از زبان سانسکریت قدیم به … عزوجل دو فعل و جمله عربی است که به معنای عزیز و با جلال است … که می فرماید : ” وَ اِن مِن شیٍ اِلا عِندَنا خَزائنُهُ وَ ما نُنَزِلُهُ اِلا بِقَدَرٍ مَعلوم ” هیچ چیز وجود ندارد … از هر قبیل که باشند دشمن خدا بشمار می آورند زیرا فرمان الهی را گردن ننهاده و شریعت کامل را نپذیرفته اند.

همانند حضرت رقیه که سخن گفت با پدر ،کودکانه … بزرگترین شادی زندگیم وجود شماست و بزرگترین غمم گناهانم است که دلتان را میشکند اما …. جا هستند کسانی که بدون هیچ دردی به دردهای خورشید اضافه می کنند؛ از کسانی که غرق شده اند در این دنیا. … فهمیدم که اگر از شما نگویم خودم پوچ میشوم فهمیدم که اگر حتی احدی نظاره گر نوشته هایم …

تمام شبهاتی که در این سوال شده در کل به پنج شبهه تقسیم می شود و سه شبهه ….. عمر اصرار کرد و گفت: «او را به ازدواج من درآور، که هیچ مردى مانند من از او مراقبت نخواهد کرد». ….. شاهدی دیگر داستان بن نعمان فهری است که اگر از سخنان آن حضرت دوستی و محبت …… که عایشه درباره بیمارى پیامبر صلى اللّه علیه وآله به من گفت، به تو باز نگویم …

نگهت زندگانیم در سخن سمن سمن ….. دستی است که بر گـــردن یـــاری بـــوده ست …. هدیه شده، ذهن آنان را چنان با شعر پیوند داده که هیچ زمانی نتوانسته اند خوانش آفریده های بدیعی سخنوران متقدم و معاصر را فراموش کنند. …. رازی که بر غیر نگفتم و نگویــــــــم.

نمیگوییم وحرفهایی هست برای نگفتن،حرفهایی که. هرگزسربه ابتذال گفتن فرود نمی آورند… وسرمایه ماورایی هرکس،حرفهایی است که برای. نگفتن …. دل نوشت:گاهی برای ماندن باید رفت و هیچ اثری …. صبرش تمام شده است. … ﺑﺪ ﻧﮕﻮﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ، ﺁﺏ ، ﺯﻣﯿﻦ … آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست ….. اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.

برچسب‌ها:, , , ,