VAFE

منم مثل بارون بداقبالم….

ساری · حاج سید مهدی میرداماد. سال : 1393; تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 30 مرداد 1393; تعداد دانلود نوا: 1175; تعداد نمایش نوا: 2680. pause.

منو اشكى مثل بارون تو و مشكى پاره پاره منو اين قلب پر از خون كه دیگه سامون نداره اباالفضل اميد و تكيه گاهم اباالفضل علمدار سپاهم اباالفضل تويى …

مداحی زیبای “منو اشکی مثل بارون منو چشمی مثل دریا” ویژه شهادت امام جعفر صادق(ع). با مداحی حاج مهدی اکبری آماده دریافت شد. منو اشکی مثل بارون. منو چشمی مثل دریا.

سروده ی بداقبالم بود درکارگاه پانزدهم … و نگاهت آرام مثل لالایی و خوابست مرا … منم باران. شاعر باران. آبرویت را بردم؟ دستم درد نکند فحش و نا سزا نثارت کردم؟ کمت بود

سروده ی بداقبالم بود درکارگاه پانزدهم … و نگاهت آرام مثل لالایی و خوابست مرا … منم باران. شاعر باران. آبرویت را بردم؟ دستم درد نکند فحش و نا سزا نثارت کردم؟ کمت بود

تو مثل کِیف گناهی کبیره شیرینی!! چقدر در … منم که در دل شب قرص خواب تو بودم تو عاشقانه … بی تو یک پاییز ابرم، نم نم ِباران کجاست؟ ….. ببینید چه بداقبالم

… خوش روون بره منم مثل تو اسیر اون نگاشم ولی جون من بذار دندون رو جیگر دل پر … بزن با من تو نم نم بارون که مثل ما عاشق نمیشه پیدا چشات مست و لبات خندون …… گیسو فریدون آسرایی به قربون صدای عشق و گیسوی بداقبالش دلم از ما …

همینطور سر را به گریبان بردن ،از لحاظ زبانی باز با واژه هایی مثل خیابان و ماکت همخوانی ندارد. … یعنی شاعر در مسیر باران قرار گرفته و به اندازه صد پنجره باران به او باریده است. …. نابرادر دارم یا من که بداقبالم ….. از هر کسی که فکر کنی خسته تر منم.

گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است … غزالم ، غزلم شعرم و شورِ تو منم من. شرابم ،شررَم ،سرخی جام تو منم من. نسیم سحرم، بوی …. اين صداي چيست باران يا نزول مرگ من؟ چکه چکه مي چکم از …. زخمی است پر و بالم آن صید بداقبالم.

نشکن بغض منو اخه بارون بشم گریم مثل تگرگه. …… خونچکان قصاب گفت: جنگ آینده ست حتما جنگ گوشت وه چه بداقبالم ای «شاطرحسین» ماه‌ها رفت و ندیدم رنگ گوش.

از اینجا به بعد فقط منم، بدون تو. … دلم برای دیدن عروس بداقبالم بی‌تابه. …. مثل اینکه زیاد با همسایه‌ها رفت‌وآمدی ندارن، به‌همین‌خاطر دیگران زیاد روشون …

ﺑﺎﺭﺍﻥ (ﮔﻠﭽﲔ ﮔﻴﻼﻧﻰ) ﺷﻌﺮ: ١٤٨ … ٤ــ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺗﻨﺎﺳﺐ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻯ ﺗﻌﻠﻴﻢ ﻭ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻭ ﻃﺮّﺍﺣﻰ ﺷﻴﻮﻩ ﻫﺎﻯ ﺗﺪﺭﻳﺲ ﻧﻮﻳﻦ، ﺍﺯ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﻳﻰ ﻣﺜﻞ …… ﻣﻨﻢ، ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ» ﺍﻣّﺎ …… ﻣﻦ ﺑﺪﺍﻗﺒﺎﻟﻢ، ﺑﻰ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﻡ، ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﻡ. ﻣﺴﺎﻓﺮﻡ ﻭ …

تو شاد باش تو پیشرفت کن تو به خواسته ات برس منم هر چی سرم اومد فدای سرت. ….. چشم تر دارد مثل آن تاجر بداقبالم که حسابش فقط ضرر دارد عمر من رفت در دعای #وصال …

حرف‌هایم مثل یک‌ تکه چمن ، روشن بود من به آنان گفتم : آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشایید ….. نشکن بغض منو اخه بارون بشم گریم مثل تگرگه. ….. گفت: جنگ آینده ست حتما جنگ گوشت وه چه بداقبالم ای «شاطرحسین» ماه‌ها رفت و ندیدم رنگ گوش.

… اگر نیائی نخواهم رفت تا جان من هم چون تو از تن برود ، نه باد و نه باران و نه کولاک نخواهد … آرتاوئرآس : عاشق بداقبالم من که بی رسیدن دستم به دست دلدار جان از بدن …… ثریا : کاش اونم مثل تو بود ، اما نبود ، اون منو ، منو خیلی اذیت کرد ، وقتی بهش گفتم …

ﻣﺜﻞ ﺑﺮﻫﻨﮕ. ﯽ. ﺑﻪ ﻟﻤﺲ و ﺗﻦ ﺑﻪ ﺷﺴﺖ وﺷﻮ. ﻣﺜﻞ ﮐﻠ. ﺪﯿ. ﺑﻪ ﻗﻔ. ﻞ. ﻣﺜﻞ ﻗﺼﻪ ﺑﻪ ﮐﻮدك. ﻣﺜﻞ ﭘﺮ. ي. ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻪ و ﭘﺴ. ﻦﯿ. ﺑﻪ ﭘﺮواﻧﻪ. ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﻣ. ﯽ. ﮐﻨﻢ ….. ﻧﺸﺴﺘ. ﯽ. و ﺑﺎ آب و ﺗﺎب ﺑﺮا. ي. ﯿ ﺳ. ﺪ. ﺣﺮف ﻣ. ﯿ. ﺰد. ي. ، دﻟﻢ. ﯽﻣ. ﺧﻮاﺳﺖ ﻣﻨﻢ ﻣ. ﯽ. اوﻣﺪم ﮐﻨﺎرﺗﻮن ﺑﺒ. ﻨﻢﯿ. ﭼ. ﯽ. ﯽ ﻣ. ﯿ ﮔ …… ﻣﺎدر ﺑﻮده و ﭘﺪر !! و ﻣﺎدراﻧﻪ ﻫﺎ. ﯾﯽ. ﮐﻪ در ﺣﻖ ﻣﻦ ﻧﺸﺪه . ﺳﺮم را رو. ي. ﺳﻨﮓ ﺳﺮد ﻣ. ﯽ. ﮔﺬارم و. ﺑﺎران. اﺷﮏ ﻫﺎ. ﻢﯾ …… ﭼﻘﺪر ﺑﺪاﻗﺒﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺷ. ﯽ. و ﻫﻼوت د. ﯾ. ﺪن. ﯽ ﺑ.

کرده منم مثل اون باشععم..امیرحسععین ….. یه سوال داره مغز منو مثل خوره میخوره جرئا ندارم ب. پر سم عر …… سهِ صبح که نی ست دهِ خیله خب ترافیک،بارون،آخر هفته بودن همه.

ﺑﺎران. ﺑﻮد . ﭼﺮاغ. اﺗﺎق. اﻣﯿﺮ. روﺷﻦ. ﺷﺪ. و. ﻣﯿﺎن. ﻗﺎب. ﭘﻨﺠﺮه. آﻣﺪ . ﺷﺮﯾﮏ. ﺷﺪن. در. ﯾﮏ. ﻓﮑﺮ ….. ﻣﻨﻢ. ﻣﺜﻞ. اَﺟَﻞ. ﻣﻌﻠﻖ. ﺟﻠﻮت. ﺳﺒﺰ. ﺷﺪم . دﯾﺸﺐ. ﮐﻪ. ﻧﯿﻮﻣﺪى. ﭘﺸﺖ. ﺑﻮدم. دﻟﻢ. ﺷﻮر. اﻓﺘﺎد. وﺗﺎ. ﺻﺒﺢ. ﺧﻮاﺑﻢ. ﻧﺒﺮد .״ …… ﺑﺪاﻗﺒﺎﻟﻢ. ﮐﻪ. ﺑﺎ. وﺟﻮد. اﯾﻦ. ھﻤﻪ. آدم. دورو. ﺑﺮو. ﺑﻪ. ﺗﻮ. دﻟﺒﺴﺘﻢ. ﮐﻪ. ھﯿﭻ. ﮐﺲ. ﻗﺒﻮﻟﺖ. ﻧﺪارد،. اﻣﺎ. ﺑﻪ. ﺧﻮدم. ﻧﮫﯿﺐ.

، کتاب رو شروع می‌کنم.

پدرشان تیره بود ، چشمهایش مثل زویا سبز ، همچنین نیرو و وقار. پدرشان را …… منم، مادربزرگ…ساکت …. یا کنستانتینو فنا، همه را تیر باران کردند… به …… چه بداقبالم!

زیر باران قدم زدی هرگاه برده‌ای چتر با خودت … مثل آن تاجر بداقبالم// که حسابش فقط ضرر دارد. عمر من رفت در دعای …. منم کبوتر بامی که سنگباران است ببین به بال و …

منم میرنوروز میر کی دیلرونم چق و پوق پوس گو اومه و دومم. یا. ای دلی سی … بخت من با نخ سیاه دوخته شده است ، وآنقدر بداقبالم که این نخ را باد غم انگیزی! از هفت جا …. (گفتم شاید این روزگار با من سر سازش داشته باشد/ولی روزگار هم مثل نردبان پله پله بود) … (ای باران نم نم ببار و ای برف پا نگیر/چراکه دوست من در آن سر دنیا در سفر است).

همینجا پشت همین میز کوچک نشسته بودم و مثل همین حالا، دور و برم را کتاب‌ها گرفته بودند. زنگ زدم که …. اما نمی‌توانم لحظه‌ای از پشت پنجره محو تماشای باران یا باغچۀ کوچک حیاط شوم. … می‌خواستم یک‌بار خودم منصفانه قضاوت کنم که بداقبالم یا بدبین!

برچسب‌ها:, , , ,