VAFE

به دلشوره‌ی این روزا فقط بی‌اعتنایی کن:))

توضیح زیادی نمی دم درباره عکس زیر فقط درباره الفبای عبری البته تحریف شده است محض اطلاعات … تو کلاس هم گریه میکرد:)) … خلاصه اینكه این روزها لبخند جایش را به پرخاش و مهربانی به خشم. … اگر دایم بخندی همش الکیه،اگر گریه کنی رمانتیکی، … ای دلشوره ی شیرین ! …. بیـــ اعتناییـــ هایمـــ را جدیــــ نگـــــیـر …

قسمت پنجم … دل‌شوره‌های من هم که دیگر پیش‌ات اعتباری ندارد. … از تلخ‌جوابی و بی‌اعتنایی بی‌سابقه‌ای هم که نشان می‌داد، به خوبی پیدا بود او همان آدمی نیست که … که می‌توانی توی دلش جا باز کنی. همه بندهٔ پول‌اند. اما این جماعت بیش‌تر. فقط پول!» که حال و روز مرد به‌هم ریخت.

به اندوه غروبی که/به دلشوره ی خوبی که … + نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 19:38 توسط یه نفر | نظر بدهيد … حتی وقتی که بهش گفتم دارم چجوری این روزا رو طی می کنم. … این جواب ندادناش،این بی اعتنایی هاش خیلی ناراحتم می کرد،وقتی که براش می نوشتم …. اما من اون روزها فقط اشک می ریختم و اشک و اشک.

همیشه بار ها و بارها بهم گفتن خوش به حال دوس پسرت و من در جواب فقط پوزخند زدم… حوصله ی این همه … و من باور نمیکنم که این روزا انقدر به سرعت و نامردانه رد میشن … امروز تولد …. آخه دوستامم عین خودم درس نمیخونن :)) … عشق من تا با همیم دلشوره ی رفتن نگیر. …… نشون میدی به من بی اعتنایی/تورو میخوام ولی به چه بهایی

جایش را میدهد به یک بی اعتنایی مزمن!! دیگر مهم نیست.. “بودن یا … در آن لحظه فقط در سکوت غرق میشوی! و نگاه میکنی و نگاه! … من این روز ها صدای ثانیه ثانیه ی فراموش شدنم را می شنوم!! “درد دارد”!! …. ای بنفشابی! با توام ای شور،ای دلشوره ی شیرین!

تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم! …. با توام ای شور، ای دلشوره‌ی شیرین! … تو این روزا اگه دیدین یه دانشجو نشسته یه نگاه به افق میکنه یه نگاه به گوشیش باز یه نگاه میندازه به افق باز به گوشیش بعد به افق خیره میشه … هر کی هم دید در جواب توضیحی که ازت میخوان فقط یه لبخند بزنی. …. به يک بي‌‌اعتنايي مزمن.

امیدوارم تا پایان داستان،افتخار همراهی تون رو به من بدید. و از خوندنش لذت … نشون میدی به من بی اعتنایی،تـو رو میخوام ولی به چه بهایی. شایـد با … برای توصیف حال و هوای این روزای دلم… + نوشته شده ….. من از دلشوره ی واهی نمی ترسم / تو آزادی که از احساس من رد شی من از تشدید … فقط گریه تسکین درد منه / چرا حقم از زندگی این شده؟ منی که یه …

آنقدر این روزها بر من سخت گذشته که به مرگ خودم راضی شدم . … آنقدر که صدای زجه های مادرم توی گوشم میپیچد و فریادهای پدرم و بی اعتنایی های …. این شد که به ظاهر خندیدم و گذاشتم زخم هام در دلم سر باز کنند و من فقط مثل یک ماشین کار کنم بدون هیچ احساسی. ….. شد و دوباره کلی به من کمک کرد تا از این دلشوره ی لعنتی خلاص شوم و بخوابم .

این روزها سرعت مادر در انجام كارهای خانه زیاد شده بود تا بعد از كارهای روزمره بتواند به خانه‌تكانی عید … خیلی سعی می‌كردم گوشه‌ای از بار مسئولیت را به دوش بكشم‌ اما من فقط 15 سال داشتم، به‌علاوه نصف روز مدرسه بودم و باید به درس‌هایم هم برسم. …. حدود ساعت 2 بعد از ظهر بود كه دلشوره‌ی بدی گرفتم. …… یه چند نفری هم چمنارو شنیون کرده بودن:)).

به نظر من عشق یگانه است و کامل، عشق تقسیم بندی نشده است وآن زمان که به ….. ولی خود انسان در این قصه دارای اختیار است که آنهم فقط تنها در نقش یک *نقطه* در این قصه جا دارد. ….. زنگار غم از آینه ی دل پاک کنید ، خورشید هر روز زیباتر می درخشد . …… راجع به دلشوره ی انتظار با چه زیبایی صحبت میکنه ، لطفا” یکی این …

نیست و فقط افراد خاص اجازه دارن دستش رو لمس کنن. پسر ایرانیه هم میگه : دخترای سرزمین من همه ملکه اند …. برچسب‌ها: گوناگون · + نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ ساعت 11:29 توسط علیرضا . …. این روز ها. اين روزهــــا زيادي ساکتــــ شده ام. حرفــــ هايم نمي دانم چــــرا به جاي … اندوه که از حد بگذرد، جایش را می دهد به یک بی اعتنایی مزمن!

_ حالشو ندارم به این برادر زادۀ مزاحمتون بگین ان قدر موی دماغ من نشه ! چپ میرم، راست میام … تو فقط بلدی اون بد بخت رو پس بزنی، اما گندو کثافتای. دیگرون رو به …

اما در این شهر همواره طی گذر ایام و چرخش پرتکرار فصلها ، آسمان اسیر و دچار یک … من خودم واسه این طفل معصوم (شهریار) ، هم پدر بودم ، هم مادر ، تازه رفیق و برادر خواهرم بودم . …. از اون روزا گذشته ، و بچه‌ی توی شکمم قراره ماه دیگه بره کلاس اول ، باز دلشوره‌ی نذر … البته در حقیقت فقط تصویر عدد ۱۴ بود که با کمی خلاقیت تبدیل به اردک شده …

و به کفشش اشاره کرد و ادامه داد«چند روز درهفته این ساعت کلاس داری؟ «دو روز. ….. با بی اعتنایی سری تمان دادم. ….. باوجود همة این موارد، من فقط وقتی متوجه او و ماشین‌هایش شدم که جلوی من سوار یکی از همین ….. دلشوره ی درس کم اشتهایم کرده بود و دیگر چاق به حساب نمی امدم. …… ن: گذاشته بودم اول خودم بخونمش، بعد :)) و خب کتاب عجیبی بود… 14.

برچسب‌ها:, , , ,