VAFE

با قطره ی اشکی که به رخساره دویده…

جز سر شکی به رخساره ی غم ؟ آخر ای بینوا دل ! چع دیدی که ره رستگاری بریدی ؟ مرغ هرزه درایی ، که بر … که من در صحاری می دویدم چو دیوانه ، تنها داشتم زاری و اشکباری تو مرا اشک ها می ستردی ؟ آن زمانی که …. افسانه : که ز نو قطره ای چند ریزی ؟ بینوا عاشقا

جز سر شکی به رخساره ی غم ؟ آخر ای بینوا دل ! چه دیدی … تو که ای ؟ مادرت که ؟ پدر که ؟ چون ز گهواره بیرونم آورد مادرم ، سرگذشت تو می گفت بر من از رنگ و روی تو می زد … که من در صحاری می دویدم چو دیوانه ، تنها … قطره ی اشکی ایا تو ، یا غم ؟ یاد دارم شبی …

هر چند که می دانم این منطومه هدیه ی ناچیزی ست، اما او اهالی کوهستان را به سادگی و … جز سرشکی به رخساره ی غم؟ 4 … می دویدم چو دیوانه، تنها، … قطره ی اشکی آیا تو، یا غم؟

چشم بعضی افراد به میزانی که بتواند مرطوب و نرم و راحت باشد، اشک تولید نمی‌کند. اغلب این افراد دچار احساس گزش، سوزش، خارش و خشکی در چشم و همچنین تحریک زیاد …

شعر افسانه ی نیما که آن را بهترین شعر نیما یوشیج و انقلاب در نو آوری می … جز سرشکی به رخساره ی غم. … می دویدم چو دیوانه، تنها … قطره ی اشکی آیا تو، یا غم ؟

راوی می گوید که دیگر با غصّه های کوچک و بزرگ همچون گذشته اشکی به چشمانش نمی آید. آن درد ها موقتی بود و با قطره ی اشکی و ناله ای سرانجام چاره و مداوا می شد. حالا دیگر …

شعر، عاشقانه است ذاتا و در این میان فرقی بین شعری که موضوع عشق دارد و شعری که … واکند دهان نیاز که نازنین گوهری چون تو در کنارش نیست خیال دوست گل‌افشان اشک من …. سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از حال نهانم گاه گویم …. اشک گوهر اگر ز قطره باران شود پدید با آفتاب و ماه ز یک گوهر است اشک با اشک هم …

وقتی که آدم نیست، در شهر خراب آباد ….. محو تو و رخساره ی زیبای تو باشم ….. اشک عزا چهاردهم شهریور ۱۳۹۸ باید، به اشک، طعم عزاداری اش چشید با پای سر، به ….. هیچ کس، بعد تو، اندازه ی یک قطره ی اشک ….. به سویت، بی دویدن، بی پر پرواز، برگشتم

میوه ی ممنوعه ی عشقی که در دل داشتم مثل حوای فراری … شاید که تو روزگاری شوق در باران دویدن داشتی . …. دو قدم من دو قطره ای باران « و صدای … نمی دانم چرا از اشک و خون پر آب می سازد اگر با ….. نمی بیند که رخسارم ز رنگ دلخوشی عاریست

ببین اندازه ی بدبختی ما را که جغدی هم ….. محو تو و رخساره ی زیبای تو باشم ….. اشک عزا چهاردهم شهریور ۱۳۹۸ باید، به اشک، طعم عزاداری اش چشید با پای سر، به … هر قطره خون، یک قطره، اشک شاعر این شعر در ….. به سویت، بی دویدن، بی پر پرواز، برگشتم

شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه ….. و قطره قطره ی هر خونِ این انسانی که در برابرِ من ایستاده است.

اشعار فاطمیه اگر چه هر شب و هر روز گریـه شـد کارم خـدا گـواست علــی بـر تـو اشک … که چندي است به جز فاطمه از مردم آن شهر سلامي نشنيده، علي بود وَ رخساره ي زهرا که سه ماه است نديده … وَ با اشک نگاهي به تن فاطمه اش کرد و چنين گفت: عزيز دل حيدر، مددي کن که دهم ….. همـراه تـو اطفـال تو با گريه دويدند …. مـن کمتـرم از قطــره ي افتـاده ي به دريا

حدیث اشک. ای عزیز فاطمه انگیزه ی عبادت لیل النهارها قربان روی ماه تو ایل و تبارها «این هفته هم … سوی تو آقا دویدم دست من را هم بگیر گفته ام هرجا … حدیث اشک. گل نرگس غمت برای دل مبتلای من کافی‌ست رسد همین که به گوشت صدای من کافی‌ست دوباره لیلهٔ …. گاهی نگاهی کن به این رخساره ی من سر تا به …. بمیرم من برای قطره اشکی … که …

ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ هﺎی ﺑﺮﺧﯽ از اﻳﻦ اﺷﻌﺎر در ﺧﺎﻃﺮم ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ. اﺳﺖ؛ از ﺁﻧﺠﻤﻠﻪ ﻳﮑﯽ از ﺷﺒﺎﻧﻪ هﺎی. ﺳﺎل. 1350. ﮐﻪ، اﮔﺮ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﻧﮑﻨﻢ، اﻧﮕﻴﺰﻩ ی ﺁن اﻋﺪام ﻳﮑﺠﺎی ﮔﺮوهﯽ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮی ﺑﻮد . و ﻧﻴﺰ. ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ هﺎی ﭘﺎرﻩ ﺋﯽ از اﺷﻌﺎر ﺟﺎ ﺑﻪ …

اس ام اس و پیام های شعر عاشقانه جدید برای تلگرام و ارسال پیامک متن شعر عاشقانه مسیج. … *من اگر اشک به دادم نرسد میشکنم* *زیر این سقف کبود زیر این سلطه ی سنگین سکوت* *اگر از یاد … دل که روی دل بیفتد عشق حاکم میشود،پس به حکم عشق بازی میکنیم، ….. قطره به قطره خونم و یک جا به نامت می کنم …… عکس رخساره ماهش را داد …

خانه ی شعـــر بی حضور شما متروک است، شمایی که هریک به فراخور توان و حال خویش برگ برگ … به امید خدا به زودی دفاتر دیگر که حاوی ترانه ها، اشعار سپید، نو و متون خواهد بود نیز در اختیار … هی اشک می شوی که تنم سبزتر شود …. آن لكه را خوشباورانه ، قطره دیدیم …. می بـارد و می ریزد بـر پـهنک رخـسارم ….. ز کودکی دویده ام و گرگِ بازی ام

همه ما برخی مواقع اشعاری را می بینیم و به یاد می سپاریم که یادآور احساس و یا حال خاصی …… و عطر سوختن اشک و عشق و شرم و شتاب …… چو آهوی تشنه پیِ تو دویـدم …… یه جورایی فکر میکنم برای زدودن زنگار از آینه ی وجودمون و یافتن آن گوهر خالص ، قطره ی ابدی الهی که در وجود همه مون به یکسان ودیعه …… به رخـــــساره چون نـــــــازنین من است

با تو سنگم به کف چو زر باشد بی تو صد کان زر کمی سنگ است … آهو ز تو آموخت هنگام دویدن رم کردن و ایستادن و واپس نگریدن … قطره باراني مست در … صد ترافیک و زمان چون خون حلال نه روان سالم بود نه جسممان اندر این تهران صد رخساره هان! … هرچه زیبایی و خوبی که دلم تشنه ی اوست …. در اشک و در لبخند و سوک و سور رنگ اصلی ام عشق است

جز سرشکی به رخساره ی غم. آخر، ای بینوا دل! … که من در صحاری. می دویدم چو دیوانه، تنها … قطره ی اشکی آیا تو، یا غم ؟ … گفت با من که: « ای طفل محزون.

با سر انگشت كوچكش دارد مي كشد خوار از كف پايش يك ستاره نمي شود پيدا در دل آسمان شبهايش چه قَدر عاشقانه مي گِريد به سر زخميِ عموهايش زير لب آه مي كشد، يعني.

برچسب‌ها:, , , ,