VAFE

از صبح امروزکه بیدار شدم صدام با من بیدار نشد

گاهی اوقات مرز بین خواب و بیداری اصلا معلوم نیست در خواب م. … در تلاشم که حرکت کنم و هی با خود می‌گویم کاش یک نفر من را بزند که بتوانم تکان بخورم. … همین یک ماه پیش بود دم دمای ۵:۳۰ صبح بود از خواب بیدار شدم شایدم خواب بودم. …. راس ساعت هفت مادرم رو میدیدم که میاد و صدام میزنه که بیدار شم وقتی بیدار میشدم هیچکس اونجا نبود و …

چند روز پیش داشتم فکر میکردم با این اوضاع چه جوری می خوام واسه ارشد بخونم ( یعنی اگه بخوام:دی) … عروسی برادرای “حد” که اون هم نشد برم ( چون اینجا بود و من نمی تونستم خودم …. صبح حدود 4 بود که بیدار شدم و از رو 1 نمونه سوال که مونده بود خوندم. …. تا امروز که حدود 4:30 بیدار شدم(کلا” شبانه روزم چند ساعتی شیفت پیدا کرده:دی) تا حدود …

شبه یا صبح…یادمه دیشب خیلی دیر خوابیدیم ،خیلی .. . همه مون..من. همسر گرامی …سهیل پسر … اصلا هم فکر بیدار شدن صبح و سر کار رفتن وکلاس رفتن نبودیم . یادمه اول … درست نمی دونم با کی دارم حرف می زنم …یه نفر؟ … بیدار شدم . … ده دقیقه دیگه صدام کن …بابا . … سهیل: نشد که بخوابم . ….. زن : امروز که توی خونه ای بپر شیر را بگیر .

میخوایم این عادت خوب رو با کمک همدیگه، توی یه حرکت دسته جمعی به دست … برای صبح زود بیدار شدن دلیل خیییلی زیاد وجود داره. … من چهار پا شدم ، مسواک و دوش و صبونه و وبگردى و جواب دادن کامنت هاى …. که نشد. خواب موندم :سووووت البته نیم ساعت زودتر از معمول بیدار شدم : … دادشم و مامانم هم صدام زدن ولی بازم خوابیدممممم 🙁 …

پرواز با تو زیباست تو پروزاو به من اموختی تو همه دنیایه منی. …. بعد از ظهر دیگه کلافه شده بودم فقط میخواستم همه برن بیرون گریه کنم بغض خفم میکرد صدام در نمیومد. … ظهر خیلی دلم میخواست تا اخره اپمو بخونی ولی حیف که نشد. … صبح زود بیدار شدم شبم دیرخوابیده بودم شدیدا خوابم میومد ولی دلــــه من. …… امروز که ارایشگاه رفتم موهامو.

من و عشقم هم خوبیم طبق معمول روزایی که کلاس ندارم صبح آقایی هر جوری شده بنده … انقدر زنگ زد که بیدار شم که سر درد گرفتم البته اگه جواب میدادم دلش به رحم … امروز ظهر که اون خوابیده بود فهمیدم چه قدر بده وقتی من خوابم و اون صدام میکنه و بیدار نمیشم … کرد که با هم بحرفیم یا یه لحظه من جواب بدم و صدامو بشنوه جور نشد.

بعد شب و زود بخوابم و صبح نه زود ولی نسبت به روزای دیگه زودتر بیدار شم. و به موقع … بردهایی که بعد مثلا یک سری دعواها با خانوادش آخرش همسرم سمت من کشیده میشد. و با توجه …. بعد ادامه میده ،خدایا به صدام صدا بده یکی و بفرست این دختررو بگیره و…. می گم :اه ….. دیدم خبری نشد ،به صدا زدن ادامه ندادم و کورکورانه به ادامه ی حموم پرداختم ،.

امروز صبح ساعت 1رب به 7 با نوازشت بیدار شدم. گیج خواب صدام میکردی که پاشم . … لبخند زدم و آروم اتگشتاتو بوسیدم و گفتم جان من هنوز ساعت 7 هم نشده . … با نهایت دلتنگی بیدار شدم و با رخوت از آغوشت دل کندم و رفتم تا صبحانه بخورم و قرص . …. امروز که خوندم برام چی نوشتی خیلی جانم خیلی خوشم اومد . ….. ای بد نشد نفس من .

تبسمم دیگه بیدار شده بود و تو خونه با ما دنبال کارتا میگشت میگفت بابا من گمش کردما آقای خونه هم میخندید و … هرکاری کردم در باز نشد کلید میچرخید ولی در باز نمیشد. … بعد تلفن باز خوابیدم تا ساعت یک ظهر که تبسم صدام کرد و بیدار شدم. … امروز که با مادرشوهر حرف میزدم و از تاریخ جشن و اومدنشون پرسیدم گفت قراره بهمون خبر بدن …

با اون حرفا مگه روت میشه اس بدی و صدام کنی؟ …. امروز مامان میگفت از اون پسره خبری نشد که من خندیدم گفت باهاش که ارتباط نداری؟ …. امروز که اینجوری باهام کردی اون روز توو اون شرایط میگفتم احتمالا کشته بودیم همو!!! …. از صبح با صدا مامان بیدار شدم و کلی باهاش بحثم شد و رفت بیرون منم موندمو ممدعلی و یه اعصابه خرابه و یه دله داغون.

امروز برادر جان بالاخره کرمشونو ریختن و ساعت ۵ صبح بیدارم کردن … هیچ چی رو من تاثیر نداره عاخه با یه زنگ فک کردی میتونی منو بیدار کنی …. امروز که از خواب بیدار شدم حالم زیاد خوب نبود … ولی حتما میگم تا فردا بیاره اما امروز نشد بریم مغازه …. یه جورایی انگار الان حس میکنم دنیا ارووممم اروممم و صدام به گوشت خیلی …

اونروزی هی صدام میکرد… میگفت رژیا … بعدشم بیدار شدم باز یکم درس خوندم و وسایلمونو جمع کردیم رفتیم کناردریا یکمی نشستیم. … کی حوصلش میشه روز جمعشو اونم ساعت ۸ صبح پاشه بیاد اونجا مثلا …. کاری که بهزاد داره انجام میده با تمام قدرتش، ولی نمیفهمه که من دیگه نمیتونم برم. …. از صبح امروز که بلند شده بودم معدم کشته بودم.

من هم فوری وضو گرفتم و نمازم را خواندم، جوراب ها را پوشیده و بیرون آمدم یک … همه با روحیه ای قوی و قلبی مالامال کینه از صدام و صدامیان و دلی آکنده از اندوه و درد عازم مشهد شدم. … امروز صبح ساعت 30/5 از خواب بیدار شدم و نمازم قضا شده است، خیلی ناراحتم و وجدانم …. بچه ها آناده شدند و یکی دو ساعت گذشت خبری نشد تا صبح روز بعد هم خبری نشد …

سعی کردم بندازمش بالا لوستر نشد . آخر یه صندلی گذاشتم … آخه من و سینا در مورد کار زیاد با هم حرف نمی زنیم . زیاد تو فازش … صبح عجیب بود بعد از مدت ها 6 بیدار شدم 🙂 سینا هم که دیگه رفت حدود سه برمیگرده. مامان امروز کلاس … امروز که کلافه شده بودم گفتم جا زدن که نداره !!!! خود مهرداد …. بابا صدام زد گفت میایی باهم ژله درست کنیم ؟:).

او هم گفت اسی صدام کن و من همه این دو سال اسی صدایش کردم. … صبح با صدای زنگ تلفن اسی بیدار شدم. … صبح بیدار شدم و با صدای بلند در آغوش اسی گریه کردم. …. تکان دادم تا ببیندم و شاید به دنبالم بیاید و او در دنیای کودکانه اش تنها برایم دست تکان داد و پیغامم را نگرفت. …. امروز که برایت می نویسم با مرگ زیاد فاصله ای ندارم.

عاشقانه های من و مرجانم مرجانم، از تو و برای تو مینویسم. … دوشنبه و سه شنبه ی هفته ی پیش که واسه امتحان CCNA دوشب تموم رو بیدار بودم تا پنجشنبه و … خسته ست، چقدر ناراحت شدم، اما چه کنم که کاری از دستم برنمیاد جز همون انرژی هایی که با یه ….. اما اون شب به همین راحتی ها تموم نشد، فرداش جمعه بود و من قرار بود صبح زود برم شهرستان …

یک هفته ای هست که احساس میکنم صدام خشن شده و خلط روی تارهای صوتیم ایجاد میشه. … با سلام من یه ۱۰ روزی هست که سرماخوردگی شدید گرفتم و خوب شدم ولی بعدش ….. داروها اثری نداشت، چرک خشک کن هم استفاده کردم ولی تغییری ایجاد نشد …… کیپ می شه و تا ساعت 4 صبح از شدت سرفه های چرکی از خواب بیدار می شم.

نمیدونم من زود رنجم یا واقعا بعضی کارای آقای همسر داره روی مغزم میره…آدم بیخیالیه. ….. صبح با صدای بابا و اشکان بیدار شدم…باز نشسته بودن بالا …

از اول سخنرانی خواب رفتم و آخرش بیدار شدم. … جالب است که هیچ‌کس شهید نشد. امروز که سنی از من گذشته، وقتی خاطرات آن روز را مرور می‌کنم، متوجه می‌شوم رئیس شهربانی ….. یک روز صبح بیدار شدیم، شنیدیم رادیوی عراق مثل زمان جنگ با ایران کسی با صدایی قراء … گفت: «صدام اعلام کرده که از روز جمعه اسرا رو آزاد می‌کند!

یه نسکافه زدم بر بدن و اخرین سهمیه های شیرینی رو هم با عذاب وجدان خوردم . … وقتی بیدار میشم و میخام برم سراغ دختر هی میگم دختر که رفت خودت بگیر بخواب یه ساعت ، ئوباره … فردا هم ازمون خوشنویسی دارم.هی واااای من. برم صبونه مو بخورم. موهامو بشورم. … ولی امروز صبح روی وزنه قشنگ بندری زدم .73200 بودم روز اول و امروز 72500 شدم.

با یه صدای پریشونی گفتم یه کم با من حرف میزنی آروم بشم؟ طفلک از لحن صدام خیلی ترسید … ساعت ۸ با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم … گفت ساعت ۱۰ یه قرار کاری مهم داشتم که صبح یادم بود اما وقتی شروع کردم به صحبت کردن با تو کلا یادم رفت …. انقدر خوب میتونه منو آروم کنه که از یه جاهایی اتفاق امروز که باعث این همه ناراحتیم شده …

دیشب تا دیروقت بیدار بودم اصلا خوابم نمیبرد . … با اینکه الانم اخر شبه ولی مثل اول صبح که پاشدم پر ار انرزی و هیجانم. … زدم تو پتو و بالشت که نمیدونید(اخه نمیخواستم صدام بیرون بره) … بچه ها من واقعا از روی جهل معتاد شدم به خودارضایی خیلی حس بدیه که …… از امروز که اول مهره تا اول آذر میخوام این عمل رو ترک کنم.

پاشو لو.

نزدیکای ظهر بیدار شدم و تنها کار مفیدم این بود که یه کم تو کارای خونه کمک کردم.فقط همین.عصری هم … بعدم که کارش تموم شد یه نیم ساعتم نشد،موهامو باز کردم. … حتی امروز که با زن عمو داشتین حرف میزدین،من تو آینه با صورتم ور میرفتم،صدام کردی و گفتی:ناز من…برنجو … منم گفتم:کار و زندگی نداری اول صبح اومدی بیدارم کردی؟خندید و …

صبح که بیدار شدم به خودم گفتم امروز باید یه کار مفیدم که شده انجام بدم.تصمیم ….. بعدم که کارش تموم شد یه نیم ساعتم نشد،موهامو باز کردم. … حتی امروز که با زن عمو داشتین حرف میزدین،من تو آینه با صورتم ور میرفتم،صدام کردی و گفتی:ناز من…برنجو …

ساعت 7 صبح با یه بدبختی بیدار شدم خیلی خوابم می اومد ولی مجبور بودم هم اینکه … بخره برای ناهار امروز که میخوام ناگت مرغ درست کنم اولین باره میخوام درستش کنم …. که بیدارشد من رفتم تو اتاق و در و بستم بعد 5دقیقه اومد صدام کرد جوابشو ندادم اومد درو … بدم و بیام دیگه حدود ساعت 11 بود زنگ زد و عذر خواهی کرد گفت شرمنده نشد بیایم.

برچسب‌ها:, , , ,